آوین ویژه»

نیازی به قانون‌گذاری جدید در بخش معدن نیست/ مجلس آماده همکاری در زمینه تحول در بخش معدن است معرفی نامزدهای بخش مسابقه ملی نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» اجتماع ایران؛ ذوالفقار علی در قوچان آزادراه تهران ــ شمال در نوروز امسال تصادف منجر به فوت نداشت معاون اقتصادی استاندار گلستان از واحدهای تولیدی کلاله بازدید کرد دیدار علی اوجی و نرگس محمدی با اسطوره فوتبال دنیا اکنون وقت پایان‌دادن به فیلترینگ است / اگر نمی‌گذارند رفع‌فیلتر شود، رئیس‌جمهور بیاید در رسانه ملی اعلام کند کل کشور در شرایط آبی مطلوبی قرار ندارد «غریزه» پس از سه سال به سینماها می‌آید هوآوی پیورا ۸۰ اولترا، دوربین عکاسی حرفه‌ای یا گوشی هوشمند؟ عوامل دو فقره نزاع و اخلال در آرامش در بوکان دستگیر شدند چه کسی اجازه تشییع پیکر همایون ارشادی از مقابل خانه سینما را نداد؟ / خواهر مرحوم ارشادی توضیح داد عزاداری شهادت امام حسن عسکری(ع) در قم اختلال گسترده اینترنت در ایران به دلیل قطعی فیبر نوری در مرز گرجستان و ارمنستان دلیل اصلی تعطیلی چهارشنبه اول مرداد ماه مشخص شد درگیری بازیکنان استقلال و ملوان+فیلم خودکُشی ۶۱ نظامی صهیونیست از آغاز جنگ غزه تاکنون مردم استان گلستان نگران تامین مایحتاج عمومی نباشند

5

سروده تازه ملکیان درباره غدیر و ولایت علی (ع)

  • کد خبر : 11516
  • 18 نوامبر 2024 - 17:36
سروده تازه ملکیان درباره غدیر و ولایت علی (ع)

محمدحسین ملکیان در سروده تازه‌ای به غدیر و ولایت امیرالمومنین (ع) پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری مهر، محمدحسین ملکیان شاعر جوان اصفهانی در شعر تازه‌ای به مسأله غدیر و ولایت امیرالمومنین علی (ع) پرداخته است.

در ادامه متن مشروح این چهارپاره را می‌خوانید؛

*

میهمان داشتم شبی که گذشت

نمک سفره‌مان محبت بود

تا سحر بحث و گفتگو کردیم

بحث درباره ولایت بود

*

وارد خطبه غدیر شدیم

بحث بالا گرفت روی «ولی»

من به معنای «پیشوا» دیدم

او به معنای «دوستی» علی

*

گفتم: اصلاً بیا مرور کنیم!

همه را جمع کرد پیغمبر

بعد هم آن همه جهاز شتر

روی هم ریختند و شد منبر

*

با علی رفت روی منبر و گفت:

«این علی است و من پیمبر دین

پس اگر دوست‌دار من هستید

با علی دوستی کنید!» همین؟!

*
خسته بودیم هر دو، از طرفی

آن همه بحث هم نتیجه نداد

میهمانم که راه دوری داشت

صبح، بعد از نماز، راه افتاد

*

صبر کردم، دو ساعتی که گذشت

خواستم از میانه جاده

بازگردد به سمت من، گفتم:

اتفاق مهمی افتاده

*

هرچه اصرار کرد من گفتم

با تو یک صحبت مهم دارم

تا که برگشت گفت: جریان چیست؟

گفتم این است: «دوستت دارم»!

*

گفت با خشم: «از میانه راه

بازگرداندی‌ام برای همین؟!

نکند واقعا زده به سرت؟!»

گفتم: آرام! لحظه‌ای بنشین

*

خواستم این قرار بیهوده

به تو ثابت کند رسول‌ الله

حاجیان را برای گفتن این

برنگرداند از میانه راه!

*

تازه گیرم که گفته پیغمبر

با علی دوستی کنید، ولی

برو تاریخ را بخوان و ببین

چه گذشته است بعد او به علی!

*

این که بعدش چه شد نپرس از من

ماجرا جانگداز خواهد شد

سفره دل اگر که باز کنم

سفره روضه باز خواهد شد

*

حال دیگر برو برادرجان

راه دور است و جاده ناهموار

باز اگر آمدی علی‌آباد

قدمی هم به چشم ما بگذار

*

برو دست خدا به همراهت

راستی! قبر حضرت زهرا

بعد عمری هنوز هم مخفی است

از بزرگان‌تان بپرس چرا؟!

لینک کوتاه : https://avindaily.com/?p=11516

جویای نظرات شما هستیم

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین درج کامنت در آوین‌دیلی
  • کامنت‌های ارسالی شما، ابتدا توسط سردبیر آوینی ما بررسی خواهد شد.
  • اگر کامنت شما، حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.