آوین ویژه»

اقدام جدید گمرک ایران برای رفع مشکل کشنده‌های متوقف در خاک ترکیه ترامپ: جنگ غزه پایان یافت عکاس ورزشی جان باخت؛ سانحه در پیست آزادی مرگبار شد تمرکز رایزنی‌ها بر فراهم‌سازی شرایط برای مذاکرات دیپلماتیک و فنی انتصاب رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران فرهاد ورهرام به سراغ آرش کمانگیر رفت سیاست های تشویقی برای رشد و توسعه تولید فولادهای پیشرفته با ارزش افزوده بالا در نظر گرفته شود وظایف وکیل حقوقی برقراری پرواز مستقیم به کیش و استانبول از فرودگاه ارومیه نمایشگاه پته به روایت صدیقه جلال کمالی زباله‌سوزی اطراف تصفیه‌خانه، کیفیت آب شرب کرمانشاه را تهدید می‌کند ایرلاین اختصاصی زمینه‌ساز ارتقای ظرفیت و رونق فرودگاه اصفهان است «۱۲ زن خشمگین» خوانش می‌شود نگرانی رئیس دانشگاه تهران از تکرار حادثه انفجار کپسول هیدروژن در کشور مقام‌های آمریکایی: زلنسکی، ترامپ را خیلی عصبانی کرد فوری/ این خبر درباره رهبر انقلاب تکذیب شد تردد عادی در راه های مازندران تکمیل اولین شبکه استارلینک برای اتصال مستقیم ماهواره به موبایل

4

استقبال از شاه ایران هنگام ورود مجارستان

  • کد خبر : 169512
  • ۱۵ مهر ۱۴۰۴ - ۲۳:۵۹
استقبال از شاه ایران هنگام ورود مجارستان

صدای پیانو از اطاق منزل ما می‌آید. خیال کردیم کسی است پیانو می‌زند وارد اطاق که شدیم دیدیم چراغ‌های آن چهار تا روشن است و پیانو را کوک کرده‌اند خودش به نوای خوب ایرانی می‌زند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از خبرآنلاین، مظفرالدین‌شاه قاجار سفر نخست خود به فرنگ را در ماه آخر سال ۱۳۱۷ ه ق. آغاز کرد. او شرح همه روز‌های این سفر را به صورت روزنوشت به نگارش درآورده است. در ادامه روزنوشت یکشنبه دوازدهم جمادی‌الآخر ۱۳۱۸ (پانزدهم مهر ۱۲۷۹) او را می‌خوانیم، (این متن از سفرنامه نخست مظفرالدین‌شاه به فرنگ است):

امروز صبح وقت طلوع آفتاب ترن حرکت کرد. وضع و حالت صحرا و راه‌ها همان است که وقت رفتن مرقوم شده است. صحرا‌ها هرچه رو به مجارستان می‌رود و به فرنگستان نزدیک می‌شویم آبادتر و سبزتر و جنگل و اشجارش بیشتر است و طرفین راه فرسنگ‌ها زراعت گندمکه و زرت [ذرت] است.

خلاصه نا‌ها را در ترن خوردیم. دو ساعت به غروب مانده رسیدیم به شهر بوداپست. چنان‌که نوشته‌ایم شهر کمال عظمت را دارد و متصل بر آبادی و عمارت این طرف‌ها می‌افزایند. واقعا یک ساعت تمام ترن راه‌آهن در میانه شهر بوداپست عبور می‌کرد تا به گار [ایستگاه اصلی]بززرگ رسیدیم. آن‌جا پیاده شدیم.

اگرچه ورود ما رسمی نبود، اما به قدری اهالی و روسای شهر احترام کردند که مافوق نداشت. کالسکه‌های ممتاز اجزای بلدیه با لباس غیررسمی سواره گارد از هر جهت تشریفات احترامیه حاضر بود. سوار کالسکه شده تا همان هوتل «هونگریا» که سابق منزل داشتیم رفتیم. اطراف کوچه‌ها و خیابان‌ها تماما زن و مرد ایستاده بودند و هورا می‌کشیدند. نیم ساعت به غروب مانده به منزل رسیده دیدیم صدای پیانو از اطاق منزل ما می‌آید. خیال کردیم کسی است پیانو می‌زند وارد اطاق که شدیم دیدیم چراغ‌های آن چهار تا روشن است و پیانو را کوک کرده‌اند خودش به نوای خوب ایرانی می‌زند. قدری راحت [استراحت]کرده بعد رفتیم به تئاتر اوپرا. تا آخرین پرده ماندیم. حکایت دختری بود که عموی او افترا به او زده که برادر خود را کشته است. خوب بازی بود بود. چیز عجیبی که ساخته بودند یک قوی مصنوعی بود که درشکه را می‌کشید. به قدری شبیه به قوی طبیعی بود که هیچ نمی‌شد فرق گذاشت. بسیار غریب بود. بعد به منزل آمده شام خورده استراحت کردیم.

منبع: مظفرالدین‌شاه قاجار، «سفرنامه فرنگستان، سفر اول»، تهران: شرق، چاپ دوم، ۱۳۶۳، صص ۲۳۶-۲۳۵،

لینک کوتاه : https://avindaily.com/?p=169512

جویای نظرات شما هستیم

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین درج کامنت در آوین‌دیلی
  • کامنت‌های ارسالی شما، ابتدا توسط سردبیر آوینی ما بررسی خواهد شد.
  • اگر کامنت شما، حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.