آوین ویژه»

وزش باد هوای تهران را قابل قبول کرد اختصاصی تسنیم|ورود دادستانی‌و پلیس به تبلیغ وتزریق “مانجارو” پروژه بلندپروازانه اپل و سامسونگ لزوم حضور زنان در فرآیند طراحی و تولید محتوای رسانه‌ای رسانه ملی نسبت به اجرای برنامه‌های تحلیلی اهتمام داشته باشد تهدید خارجی‌های لیگ/ فوتبال ایران بومی می‌شود جزئیات برنامه «فیلم خبر» در جشنواره سینماحقیقت جدیدترین قیمت خودرو‌های سایپا امروز جمعه ۸ خرداد ۱۴۰۵ + جدول روابط خواهرخواندگی بین زنجان و استان‌های منتخب کشورهای عضو اکو توسعه یابد والی: ۸۲ پروژه نیمه‌تمام ورزشی در استان زنجان وجود دارد هدیه بایدن به بند اعدامیان فدرال پیش از تحلیف ترامپ! ظفرقندی: سالانه ۵۰ هزار نفر را به دلیل آلودگی هوا از دست می‌دهیم نمازی برای حفاظت از جان، مال، همسر و فرزندان که در ماه جمادی الثانی سفارش شده است مشارکت ۱۳۸ دانشگاه و مرکز تحقیقاتی در طرح ملی زیست‌فناوری رزمایش استراتژیک روسیه و بلاروس آغاز شد درآمد سالانه قطارهای حومه‌ای کشور ۳۹ میلیارد تومان| سهم بار ریلی از بنادر فقط ۹ درصد اسماعیلی:  ۳۵ سالن سینما در کشور ایجاد شد  نوع مصدومیت طارمی اعلام شد/ آینده مبهم مهدی در اینتر

7

خانه ای که هنوز منتظر صدای پدر است؛ روایتی از همسر شهید «نیما رجب پور»

  • کد خبر : 120285
  • 26 ژوئن 2025 - 18:16
خانه ای که هنوز منتظر صدای پدر است؛ روایتی از همسر شهید «نیما رجب پور»

رشت- در میان بانوان زینبی صدای همسر شهید «نیما رجب‌پور» لرزه بر جان‌ها انداخت؛ صدایی آرام اما کوبنده که از فقدان، عشق، ایمان و از دشمنی هزارساله‌ گفت.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها- زهرا رگان: پنج‌شنبه، پنجم تیرماه، سالن همایش اداره کل تبلیغات اسلامی در گیلان صحنه‌ای از تجلی عشق و ارادت بود؛ محفلی پرشور از بانوان زینبی، مؤمن و بیدار، که با شعار «من زینبم، عقیده من ایستادگی است…» آمده بودند تا یاد شهیدان را زنده نگه دارند و در مسیری که آنان رفتند، گام بردارند.

فضا، آکنده از اشک و معنویت بود. اما آنچه این مراسم را از دیگر محافل متفاوت کرد، نه صرفاً جمعیت پرشمار یا حال و هوای سوگ، بلکه روایتی بود که برخاست و جمع را در سکوتی عمیق فرو برد.

صدای همسر شهید نیما رجب‌پور بود. خبرنگار و سردبیری که صدای بی صدایان بود و حالا خودش در میان خاک و آسمان، صدایی جاودانه شده بود. شهیدی که در حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به ساختمان شیشه‌ای رسانه ملی، جان داد تا حقیقت خاموش نشود.

اما همسرش نیامده بود برای گریستن. آمده بود برای روایت. برای ایستادن. آمده بود تا از خانه‌ای بگوید که هنوز سه بشقاب دارد…

خانه‌ای که هنوز حرف می‌زند

او با صدایی آرام، در میان سکوت سالن گفت: جای‌جای این خانه پر از حضور اوست. لباس‌هایش، مسواکش، حتی سه بشقابی که هنوز هر شب سر سفره می‌چینم… همه با من حرف می‌زنند.

صدایش آرام بود اما هر جمله‌اش، کوبنده؛ هر واژه‌اش، لرزه‌ای بر دل‌های حاضر انداخت. از دختر کوچکش گفت که هنوز چشم به راه است. از مادری که سکوت را آموخته، اما هنوز نبودن را باور نکرده و از نگاهی آخرین، از پیاده‌رویی که قاب جاودان شد.

دشمنی قدیمی‌تر از تاریخ امروز

اما سخنش فقط از فقدان نبود. او بغض را کنار زد، و حقیقتی عمیق‌تر را فریاد زد: این دشمن امروز نیامده؛ ۲۵۰۰ سال است که با ما است، با یکتاپرستان، با آزادگان، با آنان که زیر بار سلطه نمی‌روند. دشمنی‌شان فقط با دین نیست؛ با ذات آزاده انسان است.

صدایی که روایت را بر مرثیه ترجیح داد

او آمده بود تا یادآوری کند که ایمان، فقط در گریه خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در ایستادگی است، در روایت درست، در افشاگری علیه ظلم؛ آمده بود بگوید این راه، راه همه ما است و باید آن را با قلم، با قدم، با صدا، و با صبر ادامه داد.

بانوی زینبی که نه فقط همسر شهید بود، بلکه روایت‌گر او شد؛ صدای او، زبان او، و پرچم‌دار راهش.

پایان‌بخش سخن اما نه روایت

و آن‌جا، در میان آن‌همه اشک، ایمان، و بغض، صدای این زن نه فقط تسلایی شد برای دل‌ها، که تلنگری شد برای ذهن‌ها؛ برای آن‌ها که باید بیدار بمانند، باید روایت کنند و باید در برابر شرارت زمانه، زینب وار بایستند.

لینک کوتاه : https://avindaily.com/?p=120285

جویای نظرات شما هستیم

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین درج کامنت در آوین‌دیلی
  • کامنت‌های ارسالی شما، ابتدا توسط سردبیر آوینی ما بررسی خواهد شد.
  • اگر کامنت شما، حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.