آوین ویژه»

نماد «انتخاب» زیر ذره‌بین تحلیل؛ هدف بعدی قیمت سهم کجاست؟ بمب خبری استقلال/ مدافع محبوب به قلب دفاع آبی‌ها برگشت رژیم صهیونیستی از آغاز مرحله دوم اشغال غزه خبر داد سنجش و ارزشیابی علمی و نظام‌مند تضمین کننده آینده علمی کشور است ترامپ استفاده از قدرت نظامی برای تصاحب گرینلند را رد نکرد صدیقی: کاهش بارش‌ها در کردستان؛ خشکسالی به مرحله بحران آبی رسیده است جزیره خارگ و امنیت آبی؛ضرورت بازنگری در راهبردهای تأمین آب استان بوشهر ارتش اسرائیل از کشته شدن دو افسر در درگیری‌های غزه خبر داد لحظه ترور نظامی سوری با تک تیرانداز پیشرفته دید در شب + فیلم طنین لبیک یا حسین(ع) در آیین شیرخوارگان حسینی در قم وقتی تئاتر به مرهم زخم‌های جامعه تبدیل می‌شود ماجرای مذاکره پزشکیان و ترامپ در عربستان چیست؟ نماینده ویژه آمریکا: آماده مصالحه با ایران هستیم راهکار مشارکتی سلامت محلات؛ گامی به سوی ارتقای بهداشت اجتماعی ثبت نام آزمون تعیین سطح زبان انگلیسی گروه علوم پزشکی دانشگاه آزاد سردار معدنی: در اوج آمادگی دفاعی هستیم یمن از حمله ترکیبی به سایت مهم نظامی در یافای اشغالی خبر داد پهپادهای جاسوسی رژیم صهیونیستی در کنترل گردان‌های قدس+ فیلم

6

آینه اخلاق امیرالمومنین در ماجرای کنیز گریان و خرمافروش بی انصاف

  • کد خبر : 176087
  • 20 اکتبر 2025 - 19:27
آینه اخلاق امیرالمومنین در ماجرای کنیز گریان و خرمافروش بی انصاف

انصاریان با بیان داستان دختری نیازمند و خرمافروشی بی‌انصاف، جلوه‌ای از اخلاق علوی را ترسیم کرد تا جایی که حضرت علی (ع) با حلم و عطوفت، تلخی بی‌عدالتی را به شیرینی بخشش و آزادی بدل ساخت.

به گزارش خبرنگار مهر، حجت‌الاسلام انصاریان، استاد حوزه علمیه، در یکی از سخنرانی‌های خود به نقل از سیمای اخلاقی و رفتاری امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام گفت: روزی حضرت علی علیه‌السلام دختری را دید که کنار راه نشسته و با اندوه فراوان گریه می‌کرد. دل مهربان و رحیم آن حضرت تاب دیدن اشک‌های او را نداشت. نزدیک رفت و علت گریه را پرسید. دختر گفت: خانم من یعنی کسی که نزد او کار می‌کنم به من پولی داده بود تا در بازار خرما بخرم. خرما را خریدم و به خانه بردم، اما خانم گفت این خرما مرغوب نیست، در حالی‌که خرما فروش پول خرمای مرغوب را گرفته است. دستور داد خرما را پس ببرم، ولی فروشنده خرما را پس نمی‌گیرد.

وی افزود: امیرالمؤمنین فرمود: بلند شو و همراه من بیا. سپس با آن دختر راهی بازار شد و وارد مغازه خرما فروش شد. حضرت فرمود: این خرما را نپسندیده‌اند، برابر پولی که گرفته‌ای خرمای مرغوب بده. فروشنده که حضرت را نمی‌شناخت با جسارت گفت: به تو چه مربوط است؟ امام پاسخ داد که برای شفاعت آمده‌ام تا خرما را عوض کنی. مغازه‌دار خشمگین شد و با مشت بر سینه امیرالمؤمنین زد و ایشان را از مغازه بیرون انداخت.

انصاریان در ادامه گفت: اگر ما جای آن حضرت بودیم، با چنین رفتاری چه می‌کردیم؟ اما امیرالمؤمنین، تجسم حلم و اخلاق بود خشم نگرفت و نفرین نکرد. تنها به دختر فرمود: دنبالم بیا، تو را تا در خانه‌ات می‌برم. در همان هنگام صاحب مغازه از مردم شنید که آن مرد، علی امیرالمؤمنین است. وقتی این را دانست، به سوی حضرت دوید تا پوزش بطلبد. امام او را آرام کرد و فرمود: خرما را بیاور و پس بده، خرمای مرغوب بده. مرد خرما را آورد و حضرت به دختر فرمود: خرمای مرغوب را بگیر و به خانه‌ات برو. دختر گفت: می‌ترسم دیر شده باشد و خانمم مرا سرزنش کند. حضرت فرمود: نترس، من تا در خانه‌ات همراهت می‌آیم.

این استاد حوزه علمیه اضافه کرد: در همان حین صاحب‌خانه چند بار در را گشود و بیرون را نگاه کرد تا اینکه دید کنیزش در حالی می‌آید که امیرالمؤمنین همراه اوست. از دیدن این صحنه بسیار شگفت‌زده شد. حضرت سلام کرد و فرمود: اگر دیر کرده، سرزنشش مکن؛ خرما را عوض کرده است. آن زن از روی احترام گفت: ای علی، به شکر قدمت که تا در خانه من آمدی، من این کنیز را به تو بخشیدم. امام علی علیه‌السلام نیز فرمود: من هم او را در راه خدا آزاد کردم.

در ادامه بخشی از این سخنرانی تقدیم مخاطبان می‌شود:

لینک کوتاه : https://avindaily.com/?p=176087

جویای نظرات شما هستیم

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین درج کامنت در آوین‌دیلی
  • کامنت‌های ارسالی شما، ابتدا توسط سردبیر آوینی ما بررسی خواهد شد.
  • اگر کامنت شما، حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.