آوین ویژه»

آیین افتتاح متمرکز جشنواره تئاتر استان‌های کشور در تبریز الجولانی در دومین سفر خارجی خود وارد آنکارا پایتخت ترکیه شد رفع ممنوع الکاری هنرمندان به کجا رسید؟ عینکی که فوکوس لنز آن خودکار تغییر می کند عدم تحقق اهداف جنگ غزه / نتانیاهو چگونه تن به آتش‌بس داد؟ قیمت نهایی 28 محصول ایران خودرو اعلام شد+ جدول «پیش‌مرگ» برای ناشنوایان توضیح‌دار شد سهم ۱۱ درصدی بخش خصوصی از واگذاری ها جاسوسی برای ایران/ یک سرباز انگلیسی در دادگاه به مجرم شناخته شد خشک شدن ۲ مخزن هورالعظیم به دلیل گرما؛ ادامه آتش سوزی در بخش عراقی پیشرفت ۸۰ درصدی محور ارتباطی یاسوج-شیراز در محدوده منطقه تنگ سرخ پیش‌بینی مشارکت ۵۰ درصدی مردم خمینی‌شهر در پویش «زندگی با آیه‌ها» دزدی نور و نفرین جادوگران | وقتی دولت‌ ها خلاق می‌ شوند ۲۸۸ دانشجو و دانش آموز استان سمنان اختلالات شنوایی دارند تجمع ضد جنگ مقابل سفارت آمریکا در تونس+ فیلم مشاور امنیت ملی آمریکا: آتش‌بس غزه و آزادی گروگان‌ها نزدیک به توافق است بهشت زهراتغییرنام داد امیرعلی جوادیان: فرهنگ عاشورایی محور جشنواره عکس «هدایت» است

4

استقبال از شاه ایران هنگام ورود مجارستان

  • کد خبر : 169512
  • ۱۵ مهر ۱۴۰۴ - ۲۳:۵۹
استقبال از شاه ایران هنگام ورود مجارستان

صدای پیانو از اطاق منزل ما می‌آید. خیال کردیم کسی است پیانو می‌زند وارد اطاق که شدیم دیدیم چراغ‌های آن چهار تا روشن است و پیانو را کوک کرده‌اند خودش به نوای خوب ایرانی می‌زند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از خبرآنلاین، مظفرالدین‌شاه قاجار سفر نخست خود به فرنگ را در ماه آخر سال ۱۳۱۷ ه ق. آغاز کرد. او شرح همه روز‌های این سفر را به صورت روزنوشت به نگارش درآورده است. در ادامه روزنوشت یکشنبه دوازدهم جمادی‌الآخر ۱۳۱۸ (پانزدهم مهر ۱۲۷۹) او را می‌خوانیم، (این متن از سفرنامه نخست مظفرالدین‌شاه به فرنگ است):

امروز صبح وقت طلوع آفتاب ترن حرکت کرد. وضع و حالت صحرا و راه‌ها همان است که وقت رفتن مرقوم شده است. صحرا‌ها هرچه رو به مجارستان می‌رود و به فرنگستان نزدیک می‌شویم آبادتر و سبزتر و جنگل و اشجارش بیشتر است و طرفین راه فرسنگ‌ها زراعت گندمکه و زرت [ذرت] است.

خلاصه نا‌ها را در ترن خوردیم. دو ساعت به غروب مانده رسیدیم به شهر بوداپست. چنان‌که نوشته‌ایم شهر کمال عظمت را دارد و متصل بر آبادی و عمارت این طرف‌ها می‌افزایند. واقعا یک ساعت تمام ترن راه‌آهن در میانه شهر بوداپست عبور می‌کرد تا به گار [ایستگاه اصلی]بززرگ رسیدیم. آن‌جا پیاده شدیم.

اگرچه ورود ما رسمی نبود، اما به قدری اهالی و روسای شهر احترام کردند که مافوق نداشت. کالسکه‌های ممتاز اجزای بلدیه با لباس غیررسمی سواره گارد از هر جهت تشریفات احترامیه حاضر بود. سوار کالسکه شده تا همان هوتل «هونگریا» که سابق منزل داشتیم رفتیم. اطراف کوچه‌ها و خیابان‌ها تماما زن و مرد ایستاده بودند و هورا می‌کشیدند. نیم ساعت به غروب مانده به منزل رسیده دیدیم صدای پیانو از اطاق منزل ما می‌آید. خیال کردیم کسی است پیانو می‌زند وارد اطاق که شدیم دیدیم چراغ‌های آن چهار تا روشن است و پیانو را کوک کرده‌اند خودش به نوای خوب ایرانی می‌زند. قدری راحت [استراحت]کرده بعد رفتیم به تئاتر اوپرا. تا آخرین پرده ماندیم. حکایت دختری بود که عموی او افترا به او زده که برادر خود را کشته است. خوب بازی بود بود. چیز عجیبی که ساخته بودند یک قوی مصنوعی بود که درشکه را می‌کشید. به قدری شبیه به قوی طبیعی بود که هیچ نمی‌شد فرق گذاشت. بسیار غریب بود. بعد به منزل آمده شام خورده استراحت کردیم.

منبع: مظفرالدین‌شاه قاجار، «سفرنامه فرنگستان، سفر اول»، تهران: شرق، چاپ دوم، ۱۳۶۳، صص ۲۳۶-۲۳۵،

لینک کوتاه : https://avindaily.com/?p=169512

جویای نظرات شما هستیم

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین درج کامنت در آوین‌دیلی
  • کامنت‌های ارسالی شما، ابتدا توسط سردبیر آوینی ما بررسی خواهد شد.
  • اگر کامنت شما، حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.