در حالی که گفته میشود هدف، نوسازی ناوگان است، برای مالک خودروی فرسوده چه گزینهای باقی میماند؟ اسقاط خودرو و دریافت تسهیلات ۴۰۰ میلیون تومانی با سود ۸ درصد، در شرایطی که ارزش گواهیهای اسقاط نیز محدود است، لزوماً به معنای توان خرید خودروی جدید نیست.
در یک سناریو، اگر ارزش گواهیهای اسقاط یک خودرو در بهترین حالت به حدود ۱۸۰ میلیون تومان برسد، مجموع منابع مالک با وام ۴۰۰ میلیون تومانی حدود ۵۸۰ میلیون تومان خواهد بود. این در حالی است که قیمت ارزانترین خودروهای بازار بهمراتب بالاتر از این رقم است. در نتیجه، مالک باید صدها میلیون تومان دیگر برای خرید خودروی جایگزین تأمین کند و همزمان اقساط وام را نیز بپردازد.
این مسئله برای کسی که خودروی قدیمیاش ابزار کار و منبع درآمد اوست، جدیتر است. حذف خودرو از چرخه تردد، بدون فراهم کردن جایگزین واقعاً قابلپرداخت، میتواند به معنای حذف بخشی از دارایی و درآمد خانوار باشد.
مسئله فقط این نیست که خودروهای فرسوده باید نوسازی شوند یا نه؛ بحث بر سر این است که هزینه این نوسازی را چه کسی باید بپردازد؟
اگر قرار است سیاستی با هدف نوسازی ناوگان اجرا شود، نمیتوان بار اصلی آن را بر دوش کسانی گذاشت که کمترین توان مالی برای خرید خودروی جدید را دارند.

